همهٔ مقالاتبهداشت روانی

بهداشت روانی ازدواج

نوشتهٔ دکتر پرویز مظاهری · حدود ۵ دقیقه مطالعه

بهداشت روانی ازدواج

۱۰۰٪

ازدواج وحدتی اجتماعی یا قراردادی قانونی بین مردم است که باعث بوجود آمدن خویشاوندی می‌شود. ازدوج پاسخ به نیازهای روانی و جسمانی و ایجاد کانون انس، الفت، آرامش و مهربانی بین زن و مرد و کمک به تعادل و رشد یکدیگر است.

یکی از هدف‌های ازدواج، ادامه نسل و تربیت فرزند است و ایجاب می‌کند که زن و مرد، هر دو با رعایت اصول تعلیم و تربیت در پرورش آنها بکوشند.

الف: برای ازدواج وجود سه شرط اصلی، ضروری است:

  • بلوغ جسمی، روانی و اجتماعی
  • انگیزه داشتن
  • دارا بودن اطلاعات کافی در مورد ویژگی‌های روانشناختی زن و مرد و تکالیف زندگی زناشویی
  • بلوغ جسمی بر حسب اوضاع جغرافیایی، اقتصادی، تغذیه ای، توارث و احساسات جنسی در نقاط مختلف دنیا، متفاوت است ولی بطور میانگین در دختران از ۹-۱۳ سالگی و در پسرها از ۱۳-۱۷ سالگی خواهد بود.

بلوغ روانی معمولاً ۲-۴ سال پس از بلوغ جسمی شکل می‌گیرد و بلوع اجتماعی نیز در بهترین شرایط حدود۲ سال پس از بلوغ روانی کامل می‌شود و در این زمان، رویاهای عاشقانه فراموش شده و فرد نسبت واقعیت و استقلال می‌رود و به ازدواج و تشکیل زندگی فکر می‌کند.

رشد خصوصیات جنسی و ترشح هورون‌های مربوطه و ایجاد تغییرات فیزیکی در بدن مربوط به دوران بلوغ جسمی می‌باشد. فردی می‌تواند انتخاب شایسته برای ازدواج داشته باشد که مراحل پنج گانه بلوغ (رشد جسمانی، عقلانی، اجتماعی، اخلاقی، عاطفی و روانی) را گذرانیده باشد.

  • هر فردی برای تصمیم گیری در مورد ازدواج بایستی انگیزه انجام آن را دارا باشد، متاسفانه بعضی از افراد صرفاً بنا به تصمیم والدین و اطرافیان و بصورت رفع تکلیف اجتماعی مبادرت به ازدواج می نمایند.
  • مرد و زن بایستی قبل از ازدواج از ویژگی‌های روانشناختی، نیازها و علایق جنس مخالفت خود، مطلع باشد. چه بسا بعضی از ایشان، خواسته ها و نیازها و علایق جنس مخالف را نمی شناسند و در همان ماه‌های اول ازدواج به اشکال برمیخورند.

ب: شروط فرعی ازدواج که معیارهای انتخاب همسر می‌باشد به اندازه شر اصلی، مهم و تأثیر گذار هستند، بشرح زیر می‌باشند.

  • سن: بهتر است مرد ۲-۷ سال از زن بزرگتر باشد، در غیراینصورت طرفین دچار مشکلات قابل توجهی خواهند شد. از آنجائیکه بلوغ دختران ۲-۴ سال از بلوغ پسرها زودتر رخ می‌دهد، این پختگی در تمام مراحل سنی مشهود می‌باشد و با این اختلاف سن ازدواج (۲-۷ سال) این اشکال برطرف می‌گردد.
  • تحصیلات: توصیه شده که در ازدواج، تحصیلات مرد بیشتر و یا حداقل برابر باشد، زیرا با توجه به خصوصیات روانشناختی و غروز جنس مذکر، آنها از اینکه همسرشان در مرتبه اجتماعی بالاتری باشد، ناراحت و شروع به بهانه جویی و ایجاد اختلاف می نمایند.
  • درآمد، از آنجائیکه در اغلب جوامع، مردها مسئول تأمین معیشت زندگی معرفی شده اند، توصیه می‌شود که درآمد مردها بیشتر از زن‌ها باشد.
  • طبقه اجتماعی، قاعدتاً بایستی زن و مرد از یک طبقه اجتماعی باشند، تا نیازها و سطح توقع و برداشت‌های مساوی از زندگی داشته باشند، ازدواج دو نفر از طبقات اجتماعی مختلف می‌تواند موجب بروز اختلاف نظر شود.
  • ویژگی‌های شخصیتی، در ازدواج نقش مهمی دارد و حدالامکان دو طرف بایستی از یک گروه (A,B,C) باشند، بطور مثال یک فرد درونگرا در زندگی با یک فرد برونگرا دچار مشکل می‌شود و همچنین زندگی یک انسان خونسرد و آرام با یک فرد بیقرار و مضطرب، شرایط سختی را ایجاد می‌کند.
  • وضعیت ظاهر، نقش مهمی در انتخاب همسر و ازدواج ایفا می‌کند و طرفین بایستی ظاهری مقبول عامه داشته باشند و تفاوت های قد و وزن نبایستی قابل توجه باشد. البته بعضی از ویژگی‌های ظاهری خصوصاً در صورت با تمهیدات آرایشی و پزشکی قابل برطرف شدن است.
  • نگرش مذهبی و اعتقادات بایستی برابر و در یک سطح باشد.

نکات مهم در شناخت قبل از ازدواج:

طرفین حداقل بایستی سرماه قبل از بستن پیمان و تصمیم به ازدواج، با هم آشنا شوند و مدتی را در ساعت‌های مختلف روز با هم بگذرانند تا از خصوصیات یکدیگر مطلع شوند. این خصوصیات عبارتند از:

هماهنگی در عقاید مذهبی، فرهنگی و اجتماعی

وضعیت ظاهری

احترام به عقاید یکدیگر

نحوه تفکر و نگرش

قائل شدن محدودیت و آزادگی منطقی

شناخت توانائی‌ها و توقعات همسر

رعایت حقوق همسر

میزان انعطاف پذیری

اهمیت به نظافت و پاکیزگی شخصی و عمومی

نحوه رفتار در منزل و در حضور دیگران

آراستگی کلامی

میزان و چگونگی ارتباط با جنس مخالف

احترام به حقوق دیگران

تطابق فرهنگی، اجتماعی و خانوادگی

مهمترین قدم در شروع یک زندگی، شناخت کامل از ود و سپس از ازدواج یاد بگیرند، گاهی چشمان خود را ببندند.

یک زوج موفق، خواسته ها و انتظارات خود را به صراحت می‌گویند، استقلال و فردیت خود را در طول زندگی مشترک حفظ می‌کنند، به حریم خصوصی طرف مقابل احترام می‌گذارند و اجازه نمی‌دهند عشق و علاقه تبدیل به عادت شود.

افرادی که در خانواده مرفه و با آرامش ازدواج کرده اند، نمی‌توانند با فردی که با سختی و مشکلات بزرگ شده، زندگی موفقی داشته باشند. ازدواج به مهارت‌های ارتباطی بالا نیاز دارد.

افراد خودشیفته، شکاک، کمال طلب و وابسته نمی‌توانند ازدواج موفق داشته باشند.

روابط متقابل فرد با خانواده خود، معیار مهمی در ازدواج و زندگی آینده می‌باشد.

ویژگی‌های جنس مذکر:

- احساسات خود را غیرمستقیم بیان می‌کنند

- با کمک به همسر و تعمیر وسایل منزل علاقه خود را نشان می‌دهند

- بیشتر شنونده هستند و اگر صحبت نمی‌کنند دلیل بی توجهی نیست

- وابستگی بیشتری به خانواده و خصوصا مادر و خواهر خود دارند

- زمان‌هایی را برای خود می‌خواهند (تلویزیون تماشا کنند، روزنامه بخوانند، فوتبال تماشا کنند)

- رفتار مردها شباهت زیادی به رفتار پدرانشان دارد

- توجهی به زبان بدن و اشارات همسر ندارند.

- غرور مخصوص به خود دارند و از تحقیر نفرت دارند

- نسبت به بلند صحبت کردن و دادزدن همسر حساس هستند

- بدلیل مشغله کاری و نقش اجتماعی، قول‌های خود را فراموش می‌کنند.

ویژگی‌های جنس مونث:

- حساس و زودرنج هستند

- نیاز به تعریف و تحسین دارند

- نیاز به شنیدن کلمات خوب و ابراز احساس از سوی همسر دارند

- به شوهر بعنوان تکیه گاه در زندگی نگاه می‌کنند و صلابت مرد برایشان مهم است

- گاهی برای اثبات حق خود، گریه می‌کنند

- در صورت بی توجهی در حضور دیگران خشمگین می‌شوند

- حسادت در آنها چشمگیر است

- تعصب زیادی نسبت به خانواده خود دارند

- به استقلال اقتصادی خود اهمیت می‌دهند

- رفتار ایشان ایشان شباهت به رفتار مادرشان دارد.

پایان مقاله

این مطلب جنبهٔ آموزشی دارد و جایگزین ویزیت پزشک نیست.

درخواست نوبت