همهٔ مقالاتمقالات متفرقه

چگونگی برخورد با کودکان و نوجوانان توسط والدین

نوشتهٔ دکتر پرویز مظاهری · حدود ۶ دقیقه مطالعه

چگونگی برخورد با کودکان و نوجوانان توسط والدین

۱۰۰٪

هر انسان دارای شخصیتی است که در اثر عواملی چون توارث و محیط بتدریج دارای صفاتی می‌شود که در او بصورت پایدار و ثابت باقی می‌ماند.

عواملی چون تربیت در خانواده، آموزش در مدارس و کیفیت محیط زندگی و اجتماع، تاثیر زیادی در ساختار فکری، روانی و رشد شخصیت دارند.

بسیاری از ناهنجاری‌های روانی و رفتارهای غیرعادی و ناسازگاری‌ها در کودکان و نوجوانان، ناشی از تاثیر عوامل نامساعد محیطی و فرهنگی است. احساس ناامنی، طردشدگی، عدم اعتماد بنفس، عدم وجود آرامش روانی و شرایط خانوادگی نامساعد و پر از تشویش و ندانم کاری‌های والدین موجب بی اعتمادی، تضعیف شخصیت و در نتیجه ناسازگاری و مشکلات رفتاری می‌شود.

برخورداری از خصیصه اعتماد به نفس، زمینه بروز خلاقیت‌ها و ظرفیت‌های درونی کودک و نوجوان را فراهم می‌نماید. عیب جویی، تمسخر، سرزنش و مقایسه آنها با دیگران راه پرورش اعتماد بنفس و خودباوری را مشکل می‌سازد. پرخاشگری در دوران کودکی بعنوان نشانه قوی مشکلات رفتاری در دوران نوجوانی و پس از آن شناخته شده است. الگوهای رفتار پرخاشگرانه، کرات در دوران کودکی بروز می‌نماید تا اینکه قبل از سن ۹ سالگی بطور کامل تثبیت می‌شود.

کودکان و نوجوانانی که شاهد رفتارهای خشونت آمیز والدین بوده و یا خودشان قربانی چنین رفتارهایی باشند، احتمالاٌ دًر روابط متقابل با دیگران، رفتار پرخاشگرانه را در پیش خواهند گرفت و به میزان بیشتری، مشکلات تحصیلی خواهند داشت.

علل ناسازگاری و پرخاشگری:

  • وراثت
  • عوامل مربوط به دوران حاملگی (سن مادر، سوء تغذیه، تأثیر الکل و داروها)
  • بیماری‌های مادر در دوران بارداری و زایمان
  • نابسامانی‌های خانوادگی
  • مشکلات اجتماعی

تربیت غلط کودکان، توجه نکردن به خواسته‌های آنها و سختگیری‌های بی‌مورد موجب ناسازگاری رفتاری و پرخاشگری در آنها می‌شود.

اضطراب از عواملی است که می‌تواند موجب عصبانیت، بهانه‌جویی و افت تحصیلی در کودک و نوجوان شده و متاسفانه درصد زیادی بجای برطرف نمودن آن و ایجاد یک محیط آرام برای آنها، با تنبیه و سرزنش این مشکل را دو چندان می‌کنند، گاهی نیز تنبیه و تشویق نامناسب و تبعیض قائل شدن بین فرزندان با ایجاد احساس ناامنی عاطفی موجب اضطراب و در نهایت عصبانیت و ناسازگاری و افت تحصیلی آنان می‌گردد.

دوران کودکی آغاز شکل‌گیری شخصیت و دوران نوجوانی مرحله اوج و در نهایت تثبیت آن می‌باشد و والدین و معلمین و مربیان نقش ویژه‌ای در آن دارند.

اصولاً ۲ نوع رفتار در کودک و نوجوان موجب ناسازگاری می‌شود:

  • رفتاری که برای کودک و نوجوان راضی کننده است ولی از سوی والدین و اطرافیان مورد پذیرش نمی‌باشد.
  • رفتاری که از نظر اجتماعی مورد قبول است، لیکن کودک و نوجوان با پذیرش اجباری آن دچار اضطراب و ناراحتی می‌شود.

هر موجود زنده برای ادامه حیات باید خود را با محیط بیرون سازگار نماید. هوش یکی از شیوه های سازگاری وی با محیط بیرون می‌باشد، کودک در بدو تولد مجهز به ابزار ابتدایی و خاصی است که بازتاب یا رفلکس نامیده می‌شود و تنها وسیله ارتباط وی با محیط است.

در جریان رشد بعضی رفلکس‌ها در اثر کارکرد و تکرار، تغییر و تحویل پیدا می‌کنند. باید توجه داشت که کلام و گفتار تنها بخشی از جریان ارتباط و تبادل نظر است. گاهی نیز افکار و نگرانی‌ها از طریق حرکات چهره، آهنگ صدا، طرز نگاه کردن به طرف مقابل منتقل می‌شود.

ابراز وجود کردن یکی از خصوصیات شخصیتی است که از بدو تولد وجود دارد و نوعی وسیله شناسایی خود به دیگران می‌باشد.

باید به کودک و نوجوان اجازه داد تا نظرات و تصمیمات خویش را، هرگاه و در هر زمان که ممکن باشد ابرراز کند و برای وی حق اشتباه کردن قائل شد و به او اجازه داد تا نتایج حاصل از اعمال خویش را تحمل و تجربه کند. زمانی که ایشان در بیان احساسات و نقطه نظرهای خود احساس آزادی می‌کنند، عملاً احترام بیشتری برای والدین قائل خواهند بود.

عدم امکان ابراز وجود موجب ایجاد استرس در نوجوان و در نتیجه کاهش تمرکز، اختلال در حافظه، اضطراب و تردید در تصمیم‌گیری و در نهایت عصبانیت می‌شود.

عدم وجود شرایط ابرراز وجود موجب احساس طرد شدن، ناامنی، بی اعتمادی، حسادت، کینه جویی و ناتوانی در ابراز محبت و قبول آن می‌شود.

روش‌های ابراز وجود در کودکان و نوجوانان:

  • منفی‌کاری و مخالفت با والدین و اصرار در انجام خواسته‌های خود.
  • عدم همراهی والدین در معاشرت‌های معمول خانوادگی.
  • مخالفت و بهانه جویی موقع خواب یا غذا خوردن و یا انتخاب لباس.
  • جر و بحث، عصبانیت و فریاد زدن و یا گریه کردن.
  • ایفای نقش بیمار بطور ناخودآگاه برای کسب محبت.
  • امتناع از رفتن به مدرسه و یا مطالعه دروس.
  • سعی در ایجاد و یا تشدید اختلاف بین والدین.
  • حضور در جمع والدین با دیگر بزرگسالان و اصرار به ابراز عقیده.
  • اصرار به پرسش سوال و یا درخواست از والدین در زمانی که با دیگران صحبت می‌کنند.
  • بیان ادعاهای دروغ خصوصاً در مورد والدین و خانواده.
  • حسادت به دیگران با انگیزه جذب محبت.

نقش والدین در رفتارهای کودکان و نوجوانان:

  • والدین نخستین مربیان کودک هستند و نقش آنان در شکل گیری شخصیت این انسان‌های در حال رشد بسیار عظیم و حساس است و تأثیر رفتار ایشان در دوران نوجوانی و بعد از آن نیز غیرقابل انکار می‌باشد.
  • هر اندازه والدین در روابط با کودک و نوجوان بیشتر صداقت و هماهنگی در رفتار و گفتار خویش داشته باشند، در شخصیت آنها تغییرات قابل ملاحظه‌تری بر جای خواهند گذاشت.
  • قبل از هر چیز والدین بایستی توانایی گوش دادن به فرزندان و شنیدن آنچه را در درونش می‌گذرد داشته باشند و متکلم وحده نباشند. شنونده خوب بودن یک هنر می‌باشد.
  • بدون توجه به رفتارهای بظاهر نابهنجار فرزندان آنها را بعنوان انسانی که دارای همه گونه توانایی و قابلیت بالقوه است بنگرند و یکنوع عشق توام با احترام را نشان بدهند.
  • عشق و علاقه والدین به فرزندان بایستی مطلق باشد و نه مشروط، یعنی ایشان را آنگونه هستند بپذیرند، نه آنگونه که خود می‌خواهند و یا آرزو دارند.
  • سکوت به جا و به موقع در ارتباط کلامی بین والدین و فرزندان در هر سنی که باشند یک ارزش بزرگ محسوب می شود. خصوصاً در مواقعی که وی عصبانی و پرخاشگر است.
  • متاسفانه والدین از اینکه به فرزندان خود اجازه دهند تا با آنها مخالفت کنند، احساس نگرانی می‌کنند، زیرا می‌ترسند که از احترامشان کاسته شود.
  • نبایستی طوری برخورد کنند که گویی پاسخ درست همه سوالات را می‌دانند. زمانی که به فرزندان اجازه ابراز عقیده داده شود، در حقیقت مفاهیم و معانی مختلفی را بطور ضمنی به آنها تفهیم می‌کنند یعنی «من به نظر تو احترام می‌گذارم» و یا «تو نیز حق داری نظرت را بیان کنی».
  • نبایستی خود را مظهر کمال معرفی کنند، بهتر است فرزندان بدانند والدین هم گاهی اشتباه می‌کنند. • توصیه می‌شود حداقل هر ماه بک مرتبه در محیطی دور از خانه، در مورد مشکلات فیمابین و برنامه‌ریزی‌های آتی بحث و تبادل نظر بین والدین و فرزندان وجود داشته باشد.
  • محیط‌های خانوادگی سرشار از عشق، تفاهم و دوستی، فرزندان را سازگار و دارای اعتماد بنفس بار می‌آورد.
  • محیط سالم تربیتی محیطی است که کودکان و نوجوانان بتوانند استعدادهای خود را در کلیه زمینه‌های علمی، هنری، ورزشی و اجتماعی بروز دهند.

دکتر پرویز مظاهری روانپزشک

پایان مقاله

این مطلب جنبهٔ آموزشی دارد و جایگزین ویزیت پزشک نیست.

درخواست نوبت